![]() |
![]() |
|
| دقایق دلنشین |
|
در پس پنجره کسی هست که مرا می خواند....
باران نم نمک می بارد....
که چه زیباست صدایش....چه طنینی دارد....
انتظارم به پایان آمد.
قاصدکم خوش خبر بود، بوی او را می داد....
....خبر از او آورد!!!....
خنده هایت که چه زیبا بود....
دست هایت که چه با محبت....
چه زود گذشت و نمی دانم چگونه گذشت....
ای کاش تنها می دانستم چه شد بر من، چه شد بر تو.
آه که چه بیهوده می اندیشیم.
....صبر پایان همه انتظارهاست!!!....
دل من دیگر سراغش را نمی گیرد.
دل من دیگر هوای او را در سر ندارد.
چه شده است بر من....نمی دانم؟....
من که سراپا عاشق بودم. من که با یاد او بر پا بودم....
....پس چه گذشته است بر من؟....
هنگامی که به چشمانش می نگرم
دیگر شوری در سینه ام احساس نمی کنم
دیگر آن احساس، درونم را گرم نمی کند.
نمی دانم؟ نمی دانم؟ چه گذشته است برمن....هرچه بود گذشت.
....و چه خوب.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 فروردین1387ساعت 11:20 AM توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهربانیت را دیده ام
نه در خواب .. که در آبی ترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم اگر ماندن را بخواهی ... از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق ، اول و آخرحادثه ی من و تو باشد و دل ، هدیه ای که همیشه در تصرف چشمانت خواهد بود !!!.. |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
رابطه جنسي سالم چگونه رابطه اي است؟ 10 خصوصیت زوج خوشبخت sms های جدید عشقولانه ها عشق آتشین |
|
RSS
|