![]() |
![]() |
|
| دقایق دلنشین |
![]() هر بار که دفتر دلم را می گشايم
ورقهای زرد و کهنه ی خاطراتت را بياد می آورم و پرنده ی دلم بال و پر زدن در قفس را دوباره تکرار می کند و من دوباره حبسش می کنم و کليدش را به اعماق دريای وجودم پرت می کنم تا مبادا دلم هوايت را کند و به گرداب عشق اسير شوم و هر بار که می خواهم دريچه ی قلبم را برای کسی باز کنم ترديد مانعم می شود نمی دانی بعد از رفتنت چقدر تنهايم و حيف و هزاران حيف که ندانستی چرا به انتظارت ننشستم. ولی بدان وقتی دريچه ی قلبم را به رويت قفل کردم، ندانستم کليدش را کجا انداختم...
. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 10:43 PM توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهربانیت را دیده ام
نه در خواب .. که در آبی ترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم اگر ماندن را بخواهی ... از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق ، اول و آخرحادثه ی من و تو باشد و دل ، هدیه ای که همیشه در تصرف چشمانت خواهد بود !!!.. |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
رابطه جنسي سالم چگونه رابطه اي است؟ 10 خصوصیت زوج خوشبخت sms های جدید عشقولانه ها عشق آتشین |
|
RSS
|