![]() |
![]() |
|
| دقایق دلنشین |
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم ....از عشق تو.....از داشتن تو... اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 9:46 PM توسط باران |
|
مرا از شاخه بچین! و خارهایم که از قلب خونین من تغذیه کرده اند لمس کن و بگذار با شکوفه های غنچه هایم لبخند شادی بر لبان تو نقش بندد. مرا از شاخه بچین و مانند پروانه ای عاشق پیام عشق مرا بشنو...! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 1:46 AM توسط باران |
|
|
صدای سکوت فضای غمگین قلبم را پیچیده ، تنهایی آمده و وجودم را با سردی وجودش پریشان کرده .... من در اوج بی کسی ام ، کسی نیست اینجا جز تنهایی که همدرد من است! برایم میخواند آوازی با صدای آرامش ، میداند که در قلبم چه میگذرد و میخواند راز درونی ام را ! در این آرامش ظاهری و ناخواسته ام ، باطنی آشفته دارم ، از صدای آواز عشق بیزارم که مرا اینگونه در حسرت روزهای بهاری برده است ! من در اوج تنهایی ام و تنهایی در اوج خوشحالیست ، زیرا دیگر تنها نیست و مرا دارد! وقتی به درد دل تنهایی گوش میکنم با خود میگویم ای کاش که از آغاز تنها بودم که اینگونه درغم پایان ننشینم ! آن غوغایی که در روزهای عاشقی قلبم داشت دیگر ندارد ، بیقرار و بی تاب نیست ، انتظار برایش معنایی ندارد ! با اینکه در اوج تنهایی ام اما با تنهایی رفیقم ، هم او درد مرا میفهمد و هم من راز تنهایی را از نگاه پرنده تنها میخوانم ! دیگر شب و روز درد مرا نمیفهمد ، ماه نگاهش به عاشقان است، ستاره ها به سوی دیگر چشمک میزنند و خورشید به آن سو میتابد که کسی آنجا به انتظار نشسته است! من در اوج تنهایی ام و میدانم که تنهایی در این روزهای بی روح دوای درد قلب شکسته ام نیست ! گرچه پر از درد است اما باید سوخت ، گرچه تلخ است اما باید طعمش را چشید ! تنهایی زودگذر است ، اما گذر همین چند لحظه مرا می آزارد! خواستم به فردا امید داشته باشم ، غروب که رسید مرا از فردا نیز ناامید کرد! به انتظار طلوعی دیگر مینشینم ، یک شب دیگر در اوج تنهایی و شاید یک آغاز دیگر در فصل عاشقی ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 6:0 PM توسط باران |
|
|
زیبا ترین تصویری که در زند گانیم دیدم.نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 4:22 PM توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهربانیت را دیده ام
نه در خواب .. که در آبی ترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم اگر ماندن را بخواهی ... از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق ، اول و آخرحادثه ی من و تو باشد و دل ، هدیه ای که همیشه در تصرف چشمانت خواهد بود !!!.. |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
رابطه جنسي سالم چگونه رابطه اي است؟ 10 خصوصیت زوج خوشبخت sms های جدید عشقولانه ها عشق آتشین |
|
RSS
|